الفيض الكاشاني
25
شوق مهدى ( فارسى )
جنبه علمى و نه از جنبه دينى ، مانعى براى ادامهء حيات افراد بشر وجود ندارد . بلكه همه مىگويند اگر شرايط كاملا فراهم شود ، تغذيه خوب ، آب و هواى مناسب ، وراثت سالم ، كار و خواب و خوراك و استراحت به اندازه باشد ، بشر معمولى هم مىتواند قرنها عمر كند و زنده بماند . بنابراين امكان عقلى و علمى براى طول عمر هست . مقتضى آن موجود ، و مانعى هم در كار نيست ! از نظر دينى و تاريخى نيز مسئله طول عمر ، امر پذيرفتهايست . تورات كتاب مقدس يهود و نصارا ، عمرهاى طولانى را براى پيامبران برشمرده كه از هر جهت جالب است ! تورات در « سفر پيدايش » كه زندگانى انبياء را شرح مىدهد مىگويد : « متوشلخ » نهصد و شصت و نه سال در جهان زيست . « يا رد » نهصد و شصت و دو سال ، « نوح » نهصد و پنجاه سال ، « آدم » نهصد و سى سال ، « شيث » پسر آدم نهصد و دوازده سال ، « قينان » نهصد و دو سال ، « انوش » نهصد سال ، « مهلائيل » هشتصد و نود و پنج سال ، « عابر » هشتصد و هفتاد سال ، « لمك » هفتصد و هفتاد سال در جهان زيستند و هكذا . . . ! بنابراين پيروان تورات يعنى يهود و نصارا از نظر عقيده دينى مىبايد عمر طولانى هزار سالهء بشر را بپذيرند و اعتراضى نداشته باشند . مسلمانان اهل تسنن نيز مطابق قرآن مجيد و روايات اسلامى عقيده دارند كه نوح پيامبر نهصد و پنجاه سال در ميان قوم مشغول تبليغ رسالت خويش بود ، و جمعا بيش از هزار سال عمر داشته است . عيسى دو هزار سال است كه زنده است و هنگام ظهور مهدى موعود از آسمان به زير مىآيد و با كمك مهدى ، دنيا را پر از عدل و داد مىكند . خضر از زمان موسى تا كنون كه چند هزار سال است ، در قيد حيات مىباشد ، و حتى عقيده به عمر چهار هزار سالهء « عاد » و ديگران دارند . اين معنى را ابو حاتم سيستانى در كتاب « المعمرون » نقل كرده است . بنابراين مسئله طول عمر از هر جهت ممكن است و مانع عقلى و نقلى ندارد ، و گفتيم كه از نظر علمى همه افراد عادى مىتوانند عمر طولانى داشته باشند تا چه رسد به آخرين رهبر جامعه انسانى كه خداوند براى دگرگون ساختن چهره زندگى بشر ، در پرتو